Thursday, April 24, 2008

جواد اطاعت: تنوع طلبي ام بد نيست

دكتر<جواد اطاعت> يك دانشگاهي تمام عيار تمام وقت است و كارش در دانشگاه تمامي ندارد. آن قدر با ذوق و شوق و سر صبر سفره دلش را باز مي كند و از دانشگاه و بخصوص نام مورد علاقه اش-شهيد بهشتي- مي گويد كه فرصت نمي شود بپرسيم مگر چه سن و سالي دارد كه اين همه مدرك دارد! از كله صبح سر كلاس و بحث و فحص و اين چيزها حاضر مي شود تا پاسي از شباهنگام.
    بساط تحقيق و تفحصاتش را هم مي برد همانجا براي خودش پهن مي كند و مي نشيند انجام مي دهد، به چه كوبندگي. رهايش كنند، خانه و كاشانه را كلاپيچانده، در آن مكان شريف به همان طور ناجوري كه عرض شد مجاور مي شود. آن قدر شيفته وار و توفنده از دانشگاه مي گويد كه مي انديشيم اگر رئيس جمهوري، چيزي بشود، اولين كاري كه مي كند اين باشد كه اسم همه دانشگاه ها را به شهيد بهشتي تغيير نام دهد. دومين كارش هم يحتمل اين خواهد بود كه به كار اول خود قانع نبوده، همه دانشگاه هاي خود تغيير نام داده را بدهد گل بگيرند و دانشگاه شهيد بهشتي را بدهد از نواحي بام تهران بسط داده تا طرفهاي دروازه قزوين و از شرق به غرب هم بدهد يكدفعه اين ور تهرانپارس را به آن ور جاده ابريشم وصل كنند، بلكه كمي خاطرش از اين بابت آسوده شود و نفس راحتي بكشد. گفت و گو با جواد اطاعت را خيلي دوست مي داريم از خيلي نظرها…
    شده از چيزي هم اطاعت كنيد؟ 
    به هر چي كچل است مي گويند زلفعلي، هر چي كور چراغعلي. هر چي بي اخلاق است را مي گويند اخلاقي و …آدم متمرد را هم مي گويند اطاعت. 
    از كودكي همين جور سوفسطايي بوديد يا يكهو همچين شديد؟
     دانشجويي داشتم كه يك بار با من لري صحبت كرد و من متوجه نشدم. گفت شما نمي خواهيد لري صحبت كنيد؟ گفتم من لري بلد نيستم! ما دارابي هستيم.
    
    
    داراب كودكي تان همان داراب اصلي است؟
    
    
    بله! در شرق فارس است. پارسيان اصلي آنجا هستند. اولين مقر حكومتي هخامنشيان دارابگرد بود. فردوسي مي گويد:
    
    
    <چو ديوار شهر آوردند گرد / ورا نام كردند دارا بگرد>
    
    
    … هنوز البته حفاري نشده است. بعد به پيروز آباد و سپس به تخت جمشيد مي آيند.
    
    
    قدمت داراب چه قدر است سر جمع؟
    
    
    فكر مي كنم بالاي دوهزار و پانصد سال باشد. البته دارابگرد قديم پايين تر بوده است و شهر جديد بالاتر آمده است.
    
    
    كي پاتان به تهران رسيد؟
    
    
    پايان جنگ براي ادامه تحصيل به تهران آمدم.
    
    
    ساكن كدام ور شديد؟
    
    
     سعادت آباد ساكن شديم. در دانشگاه شهيد بهشتي ليسانسم را خواندم. فوق ليسانس و دكترايم را هم به دانشگاه تهران رفتم، با رتبه يك .
    
    
    چه عالي، چه سالي؟
    
    
    سال 68 ليسانس را شروع كردم و طي سه سال، يعني سال 71 ليسانس گرفتم و همان سال فوق قبول شدم. آن زمان سه دانشگاه رشته من را مي گرفت. دانشگاه تهران، تربيت مدرس و شهيد بهشتي كه در هر سه رتبه يك آوردم. دكترا را دانشگاه تهران گرفتم. آن زمان كارهاي علمي و تحقيقاتي ام شروع شد. الان مجموعه تاليفاتم- كه البته بخش زيادي از آن كتاب هاي اسنادي و مرجع است- و در مجموع 21 جلد شده است، منتشر شده يا در دست انتشار است. يك كتاب درباره <ماهيت دولت در ايران> دارم كه سه سال پيش قول دادند منتشرش كنند. تا ويراستاري اش انجام شود، به دولت فعلي خورد. مي گفتند قطعا با توجه به فضايي كه هست، مجوز چاپ به آن نمي دهند! ديگر شروع كردم در مجله اي آن را به صورت سلسله مقالاتي چاپ كردن! اين كه الان مي بينيد، بخش چهارم آن است كه امروز صبح خريده ام. تازه روي كيوسك ها آمده است! اين كتاب هم دارد به صورت سلسله مقاله منتشر مي شود. در دوره آقاي خاتمي مديركل مركز مطالعاتي سياسي وزارت كشور بودم و آنجا را خودم بنيان گذاشتم.
    
    
    كجا؟
    
    
     الان در بلوار كشاورز مشغول و فعال هستند!
    
    
    با آقاي لاري بوديد؟
    
    
    نه، با آقاي نوري بودم. دبير كميسيون ماده ده احزاب و مشاور وزير بودم. بعد هم به مجلس رفتم و در انتخابات تقريبا دو برابر نفر بعدي راي آوردم. شوراي نگهبان انتخابات را باطل كرد و اين فرصتي شد كه چون من در دوران دكترا بورسيه بودم، به دانشگاه شهيد بهشتي رفتم.
    
    
    چه قدر دانشگاه رفتيد!
    
    
    به دانشگاه شهيد بهشتي علاقه داشتم، چون هم ليسانس آنجا بودم و هم دانشگاهي غير سياسي است و محيط آرامي دارد. نمي دانم به آنجا تشريف آورده ايد يا نه؟
    
    
    بلي، خيلي خوب و مصفاست.
    
    
    چون درجاي خوبي در شمال شهر واقع است!
    
    
    مي بينم كه كلي دل تان را برده است. بگوييد بعد از آن چه كرديد.
    
    
    مجددا ميان دوره اي شركت كردم و رفتم مجلس و در دوره مجلس كميسيون فرهنگي بودم. بعد از آن به دانشگاه برگشتم و فعلاهم فعاليت هاي علمي و تحقيقاتي ام را آنجا انجام مي دهم.
    
    
    در همان دانشگاه محبوب معقول مذكور؟
    
    
    بله. من تقريبا 95 درصد كارهايم، كارهاي علمي و تدريس و اينهاست.
    
    
    پس سياست اين وسط چه مي گويد؟
    
    
    5 درصد هم كارهاي سياسي مي كنم.
    
    
    دانشگاه آزاد نبوده ايد؟
    
    
    در دانشگاه آزاد خيلي فرصت نمي كنم كه تدريس زياد بردارم. فقط استاد راهنما رساله هايي كه بعضي همكارها تهيه مي كنند هستم، ولي تدريس خير. در دانشگاه شهيد بهشتي هم حقوق اساسي تطبيقي درس مي دهم. يك رشته هم خودم تاسيس كرده ام: جغرافياي سياسي.
    
    
    ديگر چه ها كرده ايد؟
    
    
    در وزارت كشور فكر و تاسيس <خانه احزاب> را در كارنامه ام دارم. در دانشگاه هم رشته اي كه تاسيس كردم، الان سه سال است در مقطع كارشناسي ارشد دانشجو مي گيرد. آنجا اقتصاد سياسي، حقوق اساسي تطبيقي و سياست خارجي يعني جغرافياي سياسي و نظام بين الملل، مباني علم سياست و نظامهاي سياسي منطقه از درس هايي است كه تدريس مي كنم.
    
    
    طول و عرض شبانه روز را كلادر دانشگاه به سر ميبريد؟
    
    
    حالاشبانه كه درس نمي دهيم اما دانشجوي شبانه داريم! معمولامقر من دانشگاه است!
    
    
    پس در اين روزهاي شلوغ انتخاباتي دانشگاه را پيچانده ايد؟
    
    
     اين روزها كه انتخابات است، اگر وقت آزادي داشته باشم براي پيگيري كارهاي انتخاباتي مي آيم.
    
    
    تدريس را مي گويم.
    
    
     همچنان تدريس مي كنم و اتفاقا امروز صبح هم آنجا بودم. حالاما اين همه از خودمان گفتيم. شما هم توضيحاتي در مورد خودتان بدهيد.
    
    
    وا! نمي شود، چون خارج از عرف تپق است. من فقط مي پرسم و فقط شما بايد جواب بدهيد.
    
    
    آخر ما فقط نوشتههاي شما را تعقيب مي كنيم. حالامي خواهيم ازتان بيشتر بدانيم. شما با آقاي دكترعادلي نسبت داريد؟!
    
    
    نخير، نسبتي در كار نيست.
    
    
    ولي خيلي شبيه ايشان هستيد.
    
    
    شباهتي در كار نيست، اين هم از آن حرفها بود زديد!
    
    
    غير از فعاليت هاي مطبوعاتي تان، بگوييد چي خوانده ايد؟
    
    
    انگار تا جوابتان را ندهم ،نمي شود. باشد! زبان و ادبيا ت فارسي خواندهام.
    
    
    كجا؟
    
    
    در دانشگاه محبوب شما نبوده ام اگر منظورتان اين است. در دانشگاه آزاد اسلامي خوانده ام.
    
    
    كدام شهر؟
    
    
    تهران، واحد مركز، ميدان امام حسين(ع)، روبه روي نانوايي، جنب سمساري.
    
    
    يك جوك ادبياتي بگويم؟
    
    
    قدر مسلم!
    
    
    استادي بودند به نام دكتر طبيبيان. در كلاس ايشان يكي از دانشجويان خانم نمره 8 گرفت! به دكتر طبيبيان گفت من عاشق بودم، نتوانستم درس بخوانم. دكتر گفته بود جانم، ادبيات يعني عشق و نمره 18 به او داده بود!
    
    
    دكتر طبيبيان عربي تدريس مي كردند. جلسه اولي كه به كلاس ما آمدند، خيلي جدي و توام با كمي اخم گفتند: خانم ها جميعـا براي ازدواج كردن به دانشگاه مي آيند و اصلاهدف شان درس و مخصوصا ادبيات نيست. تز جالب توجهي بود، به طوري كه خيلي توجه آدم جلب مي شد. از ايشان فقط همين در خاطرم مانده است. هر جا هم هستند خداوند بهشان سلامتي بدهد.
    
    
    مي گويند آن چيزي كه در حال انقراض است زن خوب است و آن چيزي كه در اصل افسانه بوده است مرد خوب است.
    
    
    نمي دانم چرا اين <آنها> كه هميشه به طور لاادري و مذبوحانهاي چيز ميگويند، عمده مسائلشان آنتيفمينيستيك است. حالااين يكي، كمي تخفيف هم داده بود، محض محكم كاري. حالابفرماييد يك دكتر چگونه عرصه رقابت سياسي را مهندسي ميكند؟
    
    
    در كشور ما فاصله بين علم سياست و عمل سياسي زياد است. اين است كه معمولادكترهاي سياسي خيلي نمي توانند مهندسي كنند. مهندس ها نقش بيشتري دارند، پزشك ها هم به همچنين. عالمان سياسي معمولادچار همان مشكلي مي شوند كه افلاطون شد. افلاطون مي گويد فلاسفه بايد پادشاه شوند، بعد مي بيند كه همچين اجازه اي بهشان نمي دهند كه پادشاه شوند. كوتاه مي آيد و مي گويد پس كسي كه قرار است پادشاه شود را فيلسوف كنيم. به وليعهدي آموزش فلسفه مي دهد كه فيلسوف شاه افلاطوني محققي شود. مدتي تعليم مي دهد و مي بيند كه نه، اين وليعهد تن به آموزش هاي سخت فلسفه نمي دهد. باز كمي كوتاه مي آيد و مي گويد خب مي شويم مشاور پادشاه تا شاه نظريات ما را اعمال كند. بعد مي بيند كه نه، پادشاه هم خر خودش را مي راند و كاري به نظريات ايشان ندارد. باز كوتاه مي آيد و مي گويد فلاسفه بايد همان كار تعليم و تربيت را انجام دهند. عالمان سياست هم در كشور ما دچار همان مشكلي هستند كه در واقع افلاطون با آن مواجه بود، اصلااجازه نمي دهند كه ما مهندسي كنيم. فقط در كلاس هاي درس آن را آموزش مي دهيم.
    
    
    بماند كه افلاطون مذكور مي گويد زن و مرد هر دو مشمول قوانين واحدند و اين از اين! حالافكر مي كنيد طبق رسائل و مثائل افلاطون، كدام جمشيد كدام ديو را شكست داد؟
    
    
    جمشيدها متفاوت هستند. جمشيد نفس مي تواند ديو نفس را شكست دهد و جمشيد هاي افسانه اي ديوهاي افسانه اي را شكست مي دهند. من فكر مي كنم اگر جمشيد نفس بتواند ديو نفس را شكست دهد، قهرمان خوبي است.
    
    
    ترقي معكوس هم مي كند؟
    
    
    بايد در اين زمينه مطالعه كرد.
    
    
    با شعار ميانه تان چگونه است؟
    
    
    تا چه باشد.
    
    
    مي گويند شعار دولت مقتدر كروبي پيشنهاد شما بوده است. مي خواستم بپرسم در زندگي خانوادگي چه قدر اقتدارمنديد، يادم افتاد گفتيد متمرديد.
    
    
    در خانه حرف آخر را من مي زنم، به اين طريق كه هر چي همسرم و بچه ها بگويند من مي گويم چشم.
    
    
    حالاكه اين قدر شعار دوست داريد، بين قدرت و ثروت و منزلت كدام را انتخاب مي كنيد؟
    
    
    قدرت را كه به ما نمي دهند. عرضه به دست آوردن ثروت را هم ندارم. بهتر است منزلت را بچسبم.
    
    
    انتخابات آمريكا چه رنگ و بويي دارد؟
    
    
    شفاف، رقابتي، جنجالي و پرهياهوست.
    
    
    انتخابات ما چي؟
    
    
    سعي مي شود مهندسي بشود.
    
    
    شما از كجا چه شرايطي براي احراز صلاحيت، چگونه داشتيد كه چنين شد؟
    
    
    من به شوراي نگهبان گفتم به جاي اين كه احراز صلاحيت باشد، احراز شرايط وجود داشته باشد. در مباحث حقوق تطبيقي و در مبحث انتخابات صلاحيت را مردم تعيين مي كنند، نه دستگاههاي اجرايي و نظارتي. اين است كه بهتر است دنبال احراز شرايطي باشند كه قانونگذار تعيين كرده است، نه دنبال صلاحيت.
    
    
    حل است؟
    
    
    بايد هم قوانين خوب تنظيم شود و هم مجريان و ناظران از اين قانون تمكين كنند.
    
    
    مقامي گفته است ادامه مخالفت با موضوع هستهاي ايران به نوعي لوس بازي است. نظرتان چيست؟
    
    
    ادبيات خيلي بامزه اي ست.
    
    
    شما در مجلس ششم چه حركتي كرديد؟
    
    
    مجلس ششم بين آرمان و واقعيت بالانس مي كرد. استراتژي سياسي خوبي را نمي توانست تدوين و آن را تعقيب كند.
    
    
    شايع شده شما قبل از اعتماد ملي با حزب هاي ديگري هم مشاركت داشته ايد. چرا از آن ور آمديد اين ور؟
    
    
    من در هيچ حزبي نبوده ام. اين اولين حزبي است كه در آن حضور دارم. من خودم در وزارت كشور به احزاب مجوز مي دادم.
    
    
    با داراب چه نسبتي داشتيد؟
    
    
    دوستش دارم.
    
    
    ديروز بچه هاي سرويس سياسي روزنامه به من ميگفتند شما بعد از چاپ مطالب تان هي اذيت شان مي كنيد.
    
    
    اگر واقعيت را بخواهم بگويم، مشكل آنها اين است كه با آدمي تخصصي در عرصه سياست مواجه هستند و نه يك سياسي كار حرفه اي. اين خيلي فرق مي كند. واژه اي كه من به كار مي برم با يك فعال سياسي خيلي متفاوت است، بنابراين جامعه علمي و دانشگاهي از من انتظار ندارد هر واژه اي را به كار ببرم. دوستان در مصاحبه كلماتي را اضافه مي كنند كه آن جايگاه علمي را ندارد و من ناچارم آن را تصحيح كنم و طبيعتا در اين رفت و برگشت ها اذيت مي شوند. حق هم با آنهاست.
    
    
    چيزي به گفته هاي شما اضافه نمي كنند كه.
    
    
    نه، اما اصطلاحات فني سياسي در جاي خودش كاربرد دارد و كمي جابه جايش كنيم، مفهوم عوض مي شود. حالااز يك فعال سياسي توقعي نيست و اگر جابجا هم به كار برد مشكلي ايجاد نمي كند ولي از يك متخصص سياسي انتظار نمي رود و مشكل آنها اين است كه به جاي يك فعال سياسي با يك معلم سياسي سرو كار دارند.
    
    
    برنامه عمده يك معلم سياسي براي انتخابات و نمايندگي چه مي تواند باشد؟
    
    
    فعلاكسب راي مردم.
    
    
    بعدش چي؟
    
    
    بعدش هم پي گيري برنامه هايي كه مد نظرمان است.
    
    
    مد نظرتان و خوابي كه براي مردم ديده ايد چيست؟
    
    
    سعي كنيم كه اگر مجلس را در اختيار گرفتيم، تب تورم را كاهش دهيم كه مردم راحت تر بخوابند.
    
    
    مردم چگونه بايد در صحنه حضور پيدا كنند؟
    
    
    آگاهانه.
    
    
    چطور انتخاب كنند؟
    
    
    آگاهانه.
    
    
    مي توانند؟
    
    
    قطعا! تا حدي كه به ايشان اجازه داده اند، مي توانند.
    
    
    احزاب مان آزادند؟
    
    
    لطيفه اي مي گويم كه چند سال پيش قبل از انتخابات آقاي خاتمي، يك روزنامه نگار خارجي نوشته بود ايران آزاد ترين كشور دنياست، هر كسي مي تواند در آن كشور كانديدا شود و هيچ محدوديتي ندارد. منظورش انتخابات رياست جمهوري بود. در عين حال شوراي نگهبان مي تواند هر كس را تاييد يا رد كند و آن هم كاملاآزاد است. مردم هم آزادند كه به هر كي مي خواهند راي دهند و دولت هم كاملاآزاد است كه هر كه را مي خواهد از صندوق ها بيرون بياورد. مي شود آزادترين كشور دنيا. احزاب هم در ايران آزادند.
    
    
    روزنامه نگار مذكور احتمالاتا چشمش به ميدان آزادي افتاده بود كه مثل برج وسط پايتخت ايستاده، اين موضوع بكر به ذهنش رسيده بود.
    
    
    بله
    
    
    نظرتان درباره اين اهم اخبار چيست:
    
    
    14 سلطان شكر متولد شدند.
    
    
    نمي دانم.
    
    
    بولتن داخلي حزب را هم نميخوانيد؟
    
    
    خيلي كم!
    
    
    پس براي كي درمي آيد؟
    
    
    براي ديگران.
    
    
    چك پول حذف مي شود.
    
    
    چون دولت پول هاي درشت چاپ مي كند.
    
    
    هيلاري كلينتون: شرم بر تو باد اي اوباما!
    
    
    تحمل شكست چيز خوبي است.
    
    
    برخورد با مافياي نفتي
    
    
    موضوعي است كه راي خوبي جمع مي كند ولي افسانه است و وجود خارجي ندارد.
    
    
    بزرگ ترين پيروزي ملت ايران
    
    
    ياد دانشگاه كلمبيا مي افتم.
    
    
    تخم مرغ از سر سفره مردم مي رود.
    
    
    نفت جايگزين مي شود.
    
    
    كمبود سيمان و رانت سه هزار ميليارد توماني؟
    
    
    جيب خيلي ها را پر مي كند.
    
    
    حساب ذخيره ارزي در ايلام سقف ندارد.
    
    
    حساب ذخيره ارزي خزينه ناصرالدين شاهي شده است.
    
    
    مبارزه با بد پوششي؟
    
    
    چيزي كه در تبليغات انتخاباتي برعكسش مطرح مي شد.
    
    
    عدم دسترسي نه ميليون ايراني به آب سالم
    
    
    وحشتناك است.
    
    
    سرپرست شوراي اختلاف حل خانواده گفته است زنان امروز تخم مرغ هم بلد نيستند بپزند آنوقت حق طلاق هم مي خواهند.
    
    
    عجب شوراي قشنگي!
    
    
    اگر نماينده بشويد چه برخوردي با چكمه داريد؟
    
    
    از هر نوعي آن را دوست ندارم! نه چكمه اي كه خانم ها مي پوشند و نه چكمه اي كه با آن كارهاي ديگري انجام مي دهند.
    
    
    بزرگ ترين خطر چيست؟
    
    
    عدم درك واقعيت
    
    
    بامزه ترين خاطره اي كه از دانشگاه داريد را يادتان مي آيد وسط اين گير و دار؟
    
    
    با آقاي دكتر طبيبيان سر درس ادبيات فارسي! گفتند ادبيات درس عشق است و حالايك دانشجويي اگر عملش را انجام دهد و در كلاس تئوريك حضور پيدا نكند اشكالي ندارد و نمرهاش بيست است!
    
    
    بدترين اشتباه عمر يك استاد دانشگاه؟
    
    
    وقت هايي كه به بطالت گذرانده ام.
    
    
    شاعر محبوب تان؟
    
    
    حافظ شيراز.
    
    
     نويسنده؟
    
    
    كارهاي نويسنده هاي روسي مثل تولستوي را مي خوانم.
    
    
    موسيقي؟
    
    
    سليقه خوب چيزي ست كه من در اين زمينه ندارم. البته شجريان و خواننده هاي سنتي را دوست دارم.
    
    
    اگر چه كاره بوديد به تمام دغدغه هاتان مي رسيديد؟
    
    
    اگر قرار باشد آدم به تمام دغدغه هايش برسد، هيچ كاره!
    
    
    بامزه ترين شخصيت سياسي حزب تان به نظر شما كيست؟
    
    
    در مصاحبه با شما، اميني خودش را اعلام كرد و من هم تاييد ميكنم!
    
    
    نماينده بشويد، خداييش اولين چيزي كه نهادينه مي كنيد چيست؟
    
    
    باور علمي در طرح ها، قوانين و اداره كشور در كشور داري.
    
    
    با چي مشكلات مردم را حل مي كنيد؟
    
    
    با علم و تخصص توام با تعهد.
    
    
    با علم و تخصص توام با تعهد همه چي حل مي شود كلا؟
    
    
    حل همه مشكلات شدني نيست.
    
    
    در جامعه ايده آل دوستتان -افلاطون- چي؟
    
    
    آن طور كه مي گوييد ايده آل، آرمان است و خيلي با واقعيت فاصله دارد.
    
    
    فاضله است.
    
    
    من آدمي واقع بين هستم، رئال پوليتيكر.
    
    
    راز مگوي يك رئال پوليتيكر چيست؟
    
    
    مواردي كه بيانش به منافع ملي ضرر مي زند.
    
    
    چه گروهي جز سياست مدارها مي توانند از عهده اداره جهان بر بيايند طوري كه ضرر به منافع ملي نزند؟
    
    
    هنرمندان
    
    
    تفريحتان چيست؟
    
    
    كوهنوردي
    
    
    كدام طرف؟
    
    
    تنوع طلبي ام بد نيست.
    
    
    قله اي هم فتح شده است؟
    
    
    سعي كرده ام.
    
    
    نشده؟
    
    
    اميدوارم كه بشود.
    
    
    مي خواهيد نماينده بشويد كه چه؟
    
    
    كه حرف دل مردم را بزنم.
    
    
    چيست؟
    
    
    مطالبات شان، خواسته ها و مشكلات شان
    
    
    مشكلاتشان چيست؟
    
    
    در بخش اقتصاد، تورم، بيكاري، نبود توليد، كمبود بهره وري و …
    
    
    بشويد، چي تان تغيير مي كند؟
    
    
    برنامه هاي كاري روزانه ام.
    
    
    چي تغيير نمي كند؟
    
    
    روال تلاش هاي زندگي ام
    
    
    بامزه ترين تيتر يكي كه خوانده ايد؟
    
    
    رئيس جمهور اعلام كرده بودند كه پشت پرده گراني ها را خواهم گفت.
    
    
    بامزه ترين خوابي كه براي خودتان ديده ايد؟
    
    
     بهتر است بامزه ترين خوابي كه شنيده ام را بگويم: خواب آقاي كروبي! همان كه گفتند ما نيم ساعت خوابيديم از رياست جمهوري افتاديم.
    
    
    بدترين تپق عمرتان؟
    
    
    اولين باري كه سخنراني مي كردم و نوجواني بودم، در يك مراسم مذهبي بود. ديدم يك روحاني در جلسه نشسته است. تا او را ديدم دچار تپق زدن شدم!
    
Posted by مجله روزنه امید at 22:10:31 | Permalink | Comments (1) »

Friday, March 21, 2008

راه یابی دکتر جواد اطاعت به دور دوم انتخابات در تهران

به گزارش خبرنگار سياسي فارس مستقر در ستاد انتخابات كشور، نتايج شمارش آراي 2305 صندوق از مجموع 3904صندوق ، درحوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر به اين به ترتيب
1- غلا معلي حدادعادل
2 _ مرتضي آقاتهراني
3 _ احمدتوكلي
4 _ محمدرضا باهنر
5 - علي مطهري
6 - حسن غفوري فرد
7 -سيدشهاب الدين صدر
8 - بيژن نوباوه وطن
9 - سيدعليرضا مرندي
10 - علي عباسپور تهراني فرد
11 - حميدرضا كاتوزيان
12 - اسماعيل كوثري
13- سيدرضا اكرمي
14 - فاطمه آليا
بيشترين آرائ را كسب و حضورشان تا اين لحظه در مجلس هشتم، قطعي شده است.
همچنين براساس اعلام ستاد انتخابات كشور، اسامي 32 نفر نيز، در حوزه انتخابيه تهران، ري، اسلامشهر و شميرانات كه تاكنون جزو نمايندگان راه يافته ، به دور دوم انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي هستند، به اين شرح مي‌باشد : 15 - فاطمه رهبر16- روح الله حسينيان 17-غلامرضا مصباحي مقدم 18-اسداله بادامچيان 19-علي اصغرزارعي 20-حسين نجابت 21-لاله افتخاري22- عليرضازاكاني 23مهدي كوچك زاده 24- الياس نادران 25-حسين فدائي اشتياني 26-حميدرسائي 27-پرويز سُروري 28-زهره الهيان 29- نسرين سلطانخواه حقيقي 30-طيبه صفايي 31- مجيدانصاري 32- سهيلا جلودار زاده 33-عليرضامحجوب 34-سيدمحموددعائي 35-اسحاق جهانگيري 36- الياس حضرتي 37-الهه راستگو 38-محمدخوش چهره 39-سيدمحمدصدر 40- محمداشرفي اصفهاني 41-محمد قمي 42- عباسعلي زالي 43-نجفقلي حبيبي44- حسن عابدي جعفري45-جواد اطاعت 46-نفيسه فياض بخش
Posted by مجله روزنه امید at 12:19:12 | Permalink | No Comments »

Sunday, March 9, 2008

مقایسه بین دولتها راهنمای رای دادن مردم است

دکتر جواد اطاعت استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران و نامزد انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران است وی هم اکنون عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی است و دارای سابقه مبارزه با رژیم شاه و حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی است.

جواد اطاعت در سال 76 و 77 مدیرکل سیاسی وزارت کشور بوده است و در مجلس ششم نیز عضو کمیسیون فرهنگی بوده است و در سال 80 و 79 نماینده مجلس در کمیسیون ماده 10 احزاب بوده و در سال 84 نیز مشاور موسوی لاری وزیر کشور دولت خاتمی بوده است.

گفت‌وگو با جواد اطاعت که عصر روز شنبه در محل خبرگزاری آفتاب و در فضایی صمیمانه انجام شد را در ادامه می‌خوانید. 

با توجه به عضویت شما در شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و نمایندگی مجلس ششم و ردصلاحیت شما در انتخابات مجلس هفتم انگیزه شما برای کاندیدا شدن در انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی چه بوده است؟

من قبل از عضویت در حزب اعتماد ملی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی هستم و در دوره ششم مجلس نیز تحت تاثیر فضای سیاسی وارد این عرصه شدم و قبل از آن هیچ فعالیت سیاسی نداشتم.
برای آغاز کارسیاسی تصمیم گرفتم ابتدا در رشته علوم سیاسی تحصیل کنم و علم آن را بیاموزم و این بار با درخواست آقای خاتمی وارد انتخابات شدم که ایشان یک دعوتی  کردند و از ما خواستند که کاندیدا شویم.

خودم از دو منظر وارد این داستان شدم. در کشور ما در عرصه علوم طبیعی و ریاضی باور علمی وجود دارد ولی در عرصه سیاست و حکومت باور علمی وجود ندارد و در این زمینه کشور فرصت‌های خوبی را از دست داده است. از منظر سیاسی احساسم این است که کشور ما از افراط و تفریط رنج می برد و دوکتاب نوشته ام یکی در زمینه ژئوپولتیک ایران و دیگری  ماهیت دولت در ایران و در آنها نشان داده‌ام که مسیر توسعه در ایران خطی و تکاملی نیست بلکه زیگزاگی است.

من در کتاب ماهیت دولت پیش‌بینی



مردم شرایط اقتصادی دولت اصلاحات و دولت فعلی را مقایسه کنند به تصمیم خوبی می‌رسند. …

 

کرده بودم که گفتمان بعد از دوره خاتمی، سنتگرایی ایدئولوژیک است یعنی دقیقا نقطه  مقابل اصلاح‌طلبی و بیشتر به خاطر همین رفتارهای رفت و برگشتی ایرانیان است و همین باعث توسعه نیافتگی ایران است. 

در فضای سیاسی ایران باید واقع‌بینانه عمل کرد و فضا را تلطیف کرد و اجماع بین نخبگان و اجماع حداقلی بین جریان‌های سیاسی برای توسعه ایران لازم است.

فکر کردم که با نگاه واقع‌گرایی و علمی می توانم در مجلس موثر باشم و در مجلس ششم هم تلاشم بر این نکته بود و خصوصادر زمانی که در وزارت کشور در کمیسیون ماده 10 احزاب موسس خانه احزاب بودم.

زمان بعد از انتخابات مجلس ششم و ترور حجاریان احساس کردم که شکاف زیادی بین نخبگان اجرایی وجود دارد لذا تلاشم بر این بود که روی حداقل‌هایی اجماع کنیم و بعد هر کسی روش خود را دنبال کند.

ما در اسفند 78 دوستان و رهبران احزاب را به وزارت کشور دعوت کردیم که جریانات مختلف دور یک میز بنشینند و نتیجه آن تاسیس خانه احزاب بود. بنابراین سعی کردم با ایجاد یک نگاه علمی در جامعه نسبت به سیاست و واقع‌گرایی نسبت به مسایل سیای در مجلس حضور پیدا کنم و موثر باشم و در انتخابات حضور پیدا کنم. 

با توجه به گفته‌های شما و عضویت شما در یک حزب رسمی خودتان چه گرایش سیاسی دارید ، به صورت علمی بگویید؟

من خودم را اصلاح‌طلب می‌دانم . نظام انتخابات در کشور ما اکثریت یک چهارم است و نه نظام اکثریت مطلق و نه نظام تناسبی است که هر کس به تناسب آرای خودش دارای کرسی در پارلمان باشد لذا در کشور ما دو جبهه اصولگرا و اصلاح‌طلب بوجود آمده است که هر جبهه متاثر از گروه‌های مختلف است.

ما در خانواده بزرگ اصلاحات احزاب متعددی داریم ولی اشتراکات ما زیاد است، حزب اعتماد ملی در مجموع نگاه واقع‌بینانه‌ای به عرصه سیاست دارد و این دلیلی است که باعث شده من وارد این حزب شوم. 

دقیق‌تر بگویم بعضی از جریانات سیاسی اعلام کردند که ما سوسیال دمکرات دیندار هستیم و عده‌ای دیگر خود را لیبرال دمکرات دیندار خواندند منظورم گرایش دقیق سیاسی به معنای کلاسیک کلمه است.

در اندیشه امام دو بحث محوری وجود دارد 1- بحث عدالت 2- بحث جمهوریت و حاکم بودن مردم.

حزبی که لیبرالیسم اقتصادی را نفی می‌کند و در واقع به سیاست‌های تامین اجتماعی و رفاه عمومی و آموزش



گذشته تلقی خیلي‌ها این بود که اگر یک دولت حزب الهی سرکار بیاید همه مشکلات کشور را حل می‌کند !…

 

و بهداشت رایگان گرایش دارد این احزاب به لحاظ اقتصادی رویکرد عدالت محورانه‌ای دارند و در عرصه سیاسی هم پذیرش دمکراسی و رای مردم است.
برخی احزاب طرفدار اقتصاد آزاد هستند و یا بعضی به عدالت رویکرد توزیع محور دارند نه تولید محور. توزیع محورها به توزیع امکانات برای همه اعتقاد دارند، در حالی که در عدالت تولید محور بحث برابری فرصت‌هاست.

در دنیا تقسیم‌بندی‌ها مشخص است که با توجه به فضاهای سیاسی و اقتصادی احزاب تقسیم‌بندی می‌شوند که بحث مفصلی در علوم سیاسی و اندیشه اقتصاد سیاسی است.

ما برای اینکه سو فهم نشود می‌ گوییم که از نظر اقتصادی گرایش عدالت محورانه داریم و از نظر سیاسی به حاکمیت ملت معتقدیم و هر دو شاخص در اندیشه امام خمینی(ره) هست. 

با توجه به وضعیت انتخابات اخیر شما فکر می‌کنید که چه درصدی از آرا را می‌توانید کسب کنید و چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

در خصوص بحث ردصلاحیت‌ها یکی بحث مشکل‌های بینشی و فکری است . در ایران در بین فقها هنوز اجماعی در مورد حاکمیت ملت وجود ندارد. سه دیدگاه در اندیشه اسلامی وجود دارد. 1- عدم همخوانی بین اسلام و دمکراسی 2- همخوانی بین اسلام و دمکراسی 3- نظر بینابین  دارند که مردم سالاری و اندیشه‌های اسلامی تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد.

ما اکنون در گروه سوم هستیم و فقها در گروه‌هایی قرار می‌ گیرند در بحث نظریه حکم شرعی که بعضی از فقها به آن اعتقاد دارند که حاکم شرع به صرف مباحث اعتقادی و اسلامی وظیفه‌اش اجرای شرعیان و احکام آن است و مردم هم وظیفه اطاعت از آن را دارند و در گذشته افرادی مثل شیخ فضل‌ا… نوری و در حال حاضر کسانی چون مصباح یزدی و جوادی آملی که به  نظریه حکم شرعی عقیده دارند.

گروه دیگری از فقها مقابل اینها هستند مثل حائری یزدی و دیگران. آقای حائری نظریه «ترکی» را مطرح می‌کند که مردم صرفنظر از اعتقادات در یک سرزمین شریکند و برای تعیین سرنوشت آن چون ملک مردم ایران است و براساس این رای توجیه می‌شود.

آن چیزی که در جمهوری اسلامی است نگاه بینابین این دو نظریه است که اسمش را ولایت انتخابی فقیه می‌نامیم.

اگر قانون اساسی را مبنا بگیریم که رای مردم را پذیرفته است و همانطور که نمی‌توانیم قانونی غیر از اسلام را تصویب کنیم قانونی بدون نظر مردم را هم نمی‌توانیم تصویب کنیم. به لحاظ حقوقی در قانون



قانونگذار التزام به اسلام را مشخص نکرده است که آیا منظور احراز عرفی است ؟ در قانون هم نیامده است که وقتی فردی در هنگام ثبت‌نام اعلام می‌کند که قانون اساسی را قبول دارد کافی است. …

 

انتخابات ما احراز صلاحیت نداریم بلکه احراز شرایط داریم که تقریبا در بسیاری از کشورها وجود دارد مثل تابعیت ایران، عدم سو پیشینه و سوء شهرت و… در کشور ما دو بحث به خاطر وجه اسلامی کشور است که یکی بحث محکومیت به حدود شرعی است و دیگر بحث ارتداد که بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان اختلافی ندارند. 

یک مشکل حقوقی هم وجود دارد که قانونگذار التزام به اسلام را مشخص نکرده است که آیا منظور احراز عرفی است ؟ در قانون هم نیامده است که وقتی فردی در هنگام ثبت‌نام اعلام می‌کند که قانون اساسی را قبول دارد کافی است.

بحث دیگر بحث سلیقه‌ای برخورد کردن با موضوع است که اگر افرادمسوول تغییر کنند این روند احرازها و ردصلاحیت ها‌ نیز تفاوت خواهد کرد. 

شما اگر وارد مجلس هشتم شوید در چه کمیسیونی کار خواهید کرد و چه کاری می‌توانید بکنید؟

با توجه به تخصص در اقتصاد سیاسی ایران سعی خواهم کرد که با توجه به شناختی که از اقتصاد ایران دارم و با توجه به اولویت‌هایی که در حال حاضر داریم و آن رفع مشکلات اقتصادی است و اولویت اولمان کاهش تورم و بیکاری است از طریق امنیت سرمایه‌گذاری و کوچک‌سازی دولت و تقویت بخش خصوصی و جذب و جلب سرمایه‌گذاران خصوصی در داخل و ایرانیان خارج از کشور و سرمایه‌گذاری بین‌المللی به برنامه های خود دست پیدا کنیم.

ایجاد رونق اقتصادی و تولید از این طریق باعث می‌شود که نقدینگی جذب شود و تورم کاهش پیدا کند و از طرف دیگر اشتغال ایجاد خواهد شد.

محور بعدی برنامه ما تبدیل اقتصاد خدمات گرایانه به اقتصاد سرمایه‌گذارانه است. رویکرد عدالت تولید محور هم باید جایگزین عدالت توزیع محور شود. ما بر این اساس باید برنامه‌هایی برای رفع مشکلات اقتصادی مردم تصویب کنیم تا با نظارت بر آنها مشکلات معیشتی مردم کاهش پیدا کند. در عین آزادسازی اقتصادی نگاهمان باید به اقشار آسیب‌پذیر با گسترش بیمه‌های خدمات درمانی و بهداشت رایگان و … و توجه به دهک‌های پایین باشد . بحث‌های ما در مجلس هشتم رفع مشکلات اقتصادی – اجتماعی خواهد بود.

‌اگر شما در مجلس اقلیت بشوید و اصولگرایان اکثریت را بدست گیرند، با توجه به این نکته که جایگاه مجلس در حال تضعیف شدن از سوی دولت است شما در این صورت چه اقدامی خواهید کرد؟ 

مجلس به گفته امام در راس امور است . مجلس زمانی می‌تواند در راس امور باشد که نمایندگانی به مجلس راه یابند که از یکسری توانمندی‌هایی برخوردار باشند، اگر نمایندگان توانمند باشند قطعا جایگاه مجلس تقویت می‌شود و هر دولتی مجبور است به نظرات مجلس مقتدر و توانمند تمکین کند.

ما با توجه به این همه ردصلاحیت در 160 حوزه امکان رقابت داریم و اگر مردم در صحنه حضور پیدا کنند ما اکثریت مجلس را در دست خواهیم گرفت و زمانی که اکثریت را در اختیار بگیریم، طبیعتا می‌توانیم طرح‌ها و برنامه‌های



از نظر اقتصادی گرایش عدالت محورانه داریم و از نظر سیاسی به حاکمیت ملت معتقدیم و هر دو شاخص در اندیشه امام خمینی(ره) هست. …

 

خود را دنبال کنیم.

اگر هم که اقلیت شدیم یک نماینده در مجلس هم می‌تواند موثر باشد چون مجلس محل تضاب افکار و آراست و قدرت در آنجا از آن کسی است که از نظرات کارشناسی قوی همراه با دلیل و منطق برخوردار باشد و استدلال قوی تری ارائه دهد.

حداقل این است که اگر اقلیت باشیم می‌توانیم به عنوان یک جریان منتقد، رویکردهای علمی خودمان را ارائه کنیم و اکثریت را قانع کنیم و اگر نتوانستیم با رویکرد انتقادی خود اشتباهات را به حداقل ممکن کاهش دهیم.

شما اگر اکثریت شدید چه رویکردی نسبت به دولت خواهید داشت؟

ما اصلا رویکرد تقابلی در برابر دولت  نخواهیم داشت چون معتقدیم که فرایند توسعه با تقابل عملی نمی‌شود و رویکرد ما تعاملی است. در گذشته تلقی خیلي‌ها این بود که اگر یک دولت حزب الهی سرکار بیاید همه مشکلات کشور را حل می‌کند! ولی اتفاقات سالهای اخیر باعث شده که جریانات رقیب ما هم واقع‌بین شده، فراموش نکنید که همه جریان‌های سیاسی دغدغه شان رفع مشکلات مردم است. دلیلی هم ندارد که دولت برنامه‌های ما را بپذیرد و روند توسعه بسیار کند است. 

رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

طبیعتا اگر ما داخل مجلس برویم دولت هر چه ما بگوییم، نمی‌گوید چشم و دشواری در همه جا هست.

فکر نمی‌کنید که انتخابات بهتر است حزبی باشد ؟ و فرایند انتخابات از درون چند حزب قدرتمند شکل بگیرد؟

من کتابی دارم به نام توسعه سیاسی و مجموع مطالعات ما و تجربه سیاسی ما نشان می‌دهد که در بحث کار حزبی با مشکلات حقوقی مواجه‌ایم، مثلا در هیچ جای قانون انتخابات بندی به احزاب اختصاص داده نشده است مثل آلمان که به آرم احزاب رای می دهند.

بحث دیگر این است که در قانون انتخابات احزاب جایگاهی ندارند و مشکل دیگر به فرهنگ سیاسی مردم ایران برمی‌گردد.
در کشوری که 220 حزب داریم این نشان از عدم توسعه سیاسی دارد و بخشی هم به مردم ایران برمی‌گردد که روسیه کار جمعی ندارند. 

مردم ما در این سده اخیر خوب به صحنه می‌آیند ولی چون انتظارات بالایی دارند و کاندیداها هم به این انتظارات می‌افزایند که در مجلس ششم بحث توسعه سیاسی و جامعه مدنی را دیدیم و در مجلس هفتم که بحث ژاپن اسلامی را دیدیم که نتیجه چه شد.

افزایش انتظارات و شکاف با واقعیت‌ها باعث می‌شود که مردم حضور جدی و انزوا پیدا کنند و همان مسیر غیر خطی فرایند توسعه است.

مردم باید مشارکت جدی داشته باشند و با حضور خودشان فرایند توسعه کشور را تداوم بخشند و با استقامت در کارها و نگاه واقع بینانه و آگاهانه مردم می تواند این توسعه را تداوم بخشد و عامل توسعه، آگاهی مردم است.

مردم اگر شرایط اقتصادی دولت اصلاحات و دولت فعلی را مقایسه کنند به تصمیم خوبی می‌رسند.

Posted by مجله روزنه امید at 17:51:36 | Permalink | No Comments »

Saturday, March 1, 2008

تفسیر دکتر اطاعت از ماده 28 قانون انتخابات

قانون اساسی وضعیت انتخابات در کشور را روشن کرده است، با این وجود آنچه اتفاق می افتد در بسیاری از موارد با آنچه در قانون است تعارض دارد. یکی از این تعارضات موضوع رد صلاحیت داوطلبان با استناد به قانون است. تلاش می کنیم تا به دستاویزهایی که در رد صلاحیت های قانونی مورد استناد قرار می گیرد، بپردازیم.

هفت بند در ماده ٢٨ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی به شرایط ایجابی انتخاب شوندگان یا نامزدهای انتخابات هنگام ثبت نام اختصاص داده شده است که عبارتند از:

١- اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

٢- تابعیت كشور جمهوری اسلامی ایران.

٣- ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه.

٤- داشتن مدرك تحصیلی كارشناسی ارشد یا معادل آن.

٥- نداشتن سوء شهرت در حوزه انتخابیه.

٦- سلامت جسمی در حد برخورداری از نعمت بینائی ، شنوایی و گویایی.

٧- حداقل سن سی سال تمام و حداكثر هفتاد و پنج سال تمام.

بندهای یک، سه و پنج این ماده یعنی اعتقاد و التزام عملی به اسلام و ابراز وفاداری به قانون اساسی و نداشتن سوء شهرت در حوزه انتخابیه همواره دستاویز مراجع نظارتی برای رد صلاحیت های گسترده نامزدها بوده است. زیرا از یک سو اساساً اندازه گیری و تشخیص میزان اعتقادات افراد کاری بس دشوار است و از سوی دیگر معلوم نیست چرا عده ای باید این حق را داشته باشند که افکار و عقاید دیگران را مورد پرسش و کند وکاو قرار دهند. مشکل در این سه بند بیش از سایر بندها نمود پیدا می‌نماید زیرا تابعیت، مدرک تحصیلی، سلامت جسمی و سن افراد قابل اندازه گیری و تشخیص است اما اینکه آیا مثلاً معیاری برای تشخیص میزان ابراز وفاداری نامزدها به قانون اساسی و ولایت فقیه وجود دارد یا نه محل تردید است به همین دلیل از دکتر جواد اطاعت استاد دانشگاه و نماینده مجلس ششم پرسیدم به نظر ایشان معیار تشخیص میزان اعتقاد و التزام علمی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی چیست؟


دکتر جواد اطاعت
***

 

دکتر جواد اطاعت: از نظر حقوقی سه دیدگاه و سه تفسیر متفاوت روی این بحث وجود دارد. بر اساس یک دیدگاه مواردی این چنینی که اصولا نمی شود برای آنها معیار و شاخص‌های مشخصی قرار داد نباید مبنای عمل قانونگذار باشد. تنها مواردی چون سن و میزان سواد و تابعیت ایران که قابل تشخیص است می تواند احراز شود و لاغیر. بر اساس تفسیر یا نظر دوم ملاک اعتقاد به اسلام و نظام جمهوری اسلامی و ابراز وفاداری به قانون اساسی و ولایت فقیه، همانگونه که اقرار به لسان ملاک مسلمانی است در این مورد نیز پذیرش و اقرار لسانی کفایت می کند مضافا بر اینکه در فرم ثبت نام ها داوطلبین اعتقاد به اسلام و نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را تأیید و امضا می کنند یعنی علاوه بر لسان و زبانشان که اقرار می کنند به این محورها، در فرم ثبت نام شان، این موارد را که مکتوب آمده اسمشان را می نویسند و امضا می کنند و در واقع تأیید می کند و سند می دهد که به چنین موارد اعتقاد دارد.

بر اساس نظر دوم همین کفایت می‌کند. بر اساس نظریه سوم همان احراز عرفی کافی است زیرا می‌دانید که عرف یکی از منابع حقوق است در غیر اینصورت با اصل 23 قانون اساسی در خصوص منع تفتیش عقاید و همچنین اصل 37 قانون اساسی مبنی بر اصل بودن برائت مغایرت پیدا می کند.

نداشتن سوء شهرت هم به همین شکل است کسی که در محلش به نداشتن سوء شهرت معروف باشد کافی است و احراز عرفی کفایت می‌کند. بر این اساس است که قانونگذار نظر معتمدین مردم را به عنوان احراز عرفی پذیرا شده است زیرا در انتخابات مجلس شورای اسلامی هیأت اجرایی که مرکب از معتمدین محل هستند بر اساس استعلام‌هایی که از مراجع چهارگانه همچون وزارت اطلاعات، نیروهای انتظامی، ثبت احوال و دادگستری می‌کنند برای مواردی است که خلاف آن ثابت بشود یعنی اصل بر برائت است مگر بر اینکه فرد مسئله ای داشته باشد یعنی در دادگاهی محکوم شده باشد در آنصورت قضیه فرق می‌کند ولی در غیر اینصورت در شدیدترین وضعی که حقوقدانان می توانند متصور شوند همان احراز عرفی است که کفایت می کند برخی هم از نظر حقوقی معتقدند در چنین مواردی چون معیارهایی برای تشخیص آن نداریم و نمی توانیم بفهمیم فرد چه میزان اعتقاد و التزام به اسلام و قانون اساسی دارد بنابر این کفایت می کند که فرد کاری خلاف آن را انجام نداده باشد که آنهم در دادگاه صالحه باید این جرم اثبات شده باشد و لاغیر.

Posted by مجله روزنه امید at 11:35:40 | Permalink | No Comments »

قرارگرفتن نام دکتر اطاعت در لیست اصلاح طلبان

اسامي 20 نامزد ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در تهران

خبرگزاري فارس: اسامي 20 نامزد ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در شهر تهران براي انتخابات

مجلس هشتم نهايي شد.



اين ليست قرار است امشب و در حضور سيد محمد خاتمي قطعي شود. در همين حال برخي خبرها حكايت از احتمال قرار گرفتن نام 10 نفر ديگر در اين ليست دارد.
اسامي اين 20 تن از اين قرار است:
1- مجيد انصاري
2- اسحاق جهانگيري
3- علي اشراقي
4- رضا امراللهي
5- سيد محمود دعايي
6- اسدالله كيان ارثي
7- رسول منتجب‌نيا
8- محمد صدر
9- نجفقلي حبيبي
10- سهيلا جلودارزاده
11- نرگس كريمي
12- فاطمه تندگويان
13- الهه راستگو
14- اشرفي اصفهاني
15- عليرضا محجوب
16- جواد اطاعت
17- عجايبي
18- حسن خليل آبادي
19- سيد كامل تقوي نژاد
20- عباسعلي زالي
Posted by مجله روزنه امید at 11:21:26 | Permalink | No Comments »

Saturday, February 16, 2008

آشنائی با سوابق دكتر جواد اطاعت

برای آشنائی بیشتر با سوابق دکتر جواد اطاعت اینجا را کلیک کنید.
Posted by مجله روزنه امید at 08:55:26 | Permalink | No Comments »

دولت‌ها به نسبت دخالتشان در اقتصاد ماهيت‌هاي متفاوتي دارند

به گزارش  خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا، رييس دفتر سياسي حزب اعتماد ملي با حضور در همايش “دولت مدرن” با نگاهي به فرآينده دولت سازي در ايران، گفت: « دولت‌ها به نسبت دخالتي كه در اقتصاد دارند ماهيت‌هاي متفاوتي دارند، مثلا اينكه پاره‌اي از كشورهاي نفت‌خيز كه متكي به ارز خارجي هستند در مورد ماهيت اقتصادي دولت بحث اقتصادي مي‌كنند.

وي افزود: « وقتي مي‌گوييم ماهيت اجتماعي، از كساني صحبت مي‌كنيم كه با عنوان كارگزاران اجتماعي سرگرم مديريت يك نظام سياسي هستند و نگاه ماهيت فرهنگي به سمت حكومت سنتي يا مدرن يا ائدولوژيك يا … است.

اطاعت تصريح كرد: « از نظر برخي كارشناسان بسته به چگونگي قابليت مردمان و تعامل بين راي‌دهندگان به دولت گروه‌هاي مختلفي ارائه شده كه ممكن است دموكراتيك يا غيردموكراتيك باشند. از منظر نظام سياسي دو چشم‌انداز در اين راستا وجود دارد. نگاه روانشناسانه و نگاه جامعه شناسانه كه همه‌ي عالمان اخلاق و علوم سياسي و اجتماعي به آن پرداختند.

اين فعال سياسي در پايان اظهار داشت: « در اين راستا سه مكتب با نگاه‌هاي بدبينانه، خوش‌بينانه و تلفيقي از اين دو، وجود دارد كه اين سه همان نظام‌هاي اخلال‌گرا، ليبراليستي و برآيندي از اين دو است.

 

Posted by مجله روزنه امید at 08:53:29 | Permalink | No Comments »

هنر امام خميني تلفيق اسلاميت و جمهوريت در نظام بود

 

هنر امام خميني تلفيق اسلاميت و جمهوريت در نظام بود

رييس دفتر سياسي حزب اعتماد ملي، افراط و تفريط را مانع توسعه و پيشرفت دانست و تأكيد كرد: براي داشتن ايراني برتر و پيشرفته بايد از هرگونه افراط و تفريط خودداري كنيم.

گزارش خبرنگار “ايلنا”، دكترجواد اطاعت كه در نشست «جمهوريت و اسلاميت و امام خميني(ره)» در زنجان سخن مي‌‏گفت، اظهار داشت: امام خميني(ره) از يك منطق فكري واحد سياسي برخوردار بود و به واسطه اين امر توانستند نهضت ملت ايران را به پيروزي رسانده و طي 10 سال كشور را مديريت كنند.

وي افزود: امام خميني (ره) از معدود رهبران انقلابي جهان است كه كليه مراحل شكل‌‏گيري و تحقق آن را طراحي و اجرا كرده است و توانست چندين كاركرد انقلاب را خود به تنهايي طراحي و هدايت كند.
اطاعت با اشاره به اينكه در كشور ما اداره كشور بر اساس رأي مردم است، افزود: در بحث جمهوريت و اسلاميت، مقالات متعددي وجود دارد كه اين دو را با هم در تعارض مي‌بينند، اما اسلاميت كلي است كه جمهوريت در داخل آن قرار مي‌گيرد و به هيچ وجه با هم در تعارض نيستند.
رييس دفتر سياسي حزب اعتماد ملي گفت: در اين زمينه، چند ديدگاه وجود دارد كه يك ديدگاه اين است كه برخي معتقدند در عصر غيبت، وظيفه فقهاست كه به نيابت از معصوم حكومت كنند و در اين زمينه، وظيفه مردم اطاعت است و نقشي براي ملت قائل نيستند.

وي خاطرنشان كرد: نظريه دوم اين است كه به استناد آيات شورا، امر به معروف، بيعت و ديگر آياتي كه وجود دارد، نتيجه مي‌گيرند كه فقها به عنوان نمايندگان مردم حكومت كنند و رأي مردم مبناي عمل است كه اين نظريه نيز با جمهوري‌هايي كه در غرب وجود دارد مطابقت مي‌كند.
اطاعت، هنر امام خميني (ره) را در تلفيق اين دو نظريه و تشكيل جمهوري اسلامي عنوان كرد و گفت: هنر امام خميني (ره) اين است كه بين اسلاميت، احكام اسلامي و رأي مردم، تلفيق انجام داده و جمهوري اسلامي را كه مي‌‏توان گفت، شاهكار امام خميني (ره) است، مطرح مي‌‏كند.
رييس دفتر سياسي حزب اعتماد ملي تصريح كرد: با نگاهي به كشورهاي مختلف در اين زمينه مي‌‏توانيم بگوييم كه كشورهايي كه در آنها دموكراسي حاكم بوده، موفق‌‏تر و پيشرفته‌تر از كشورهايي هستند كه در آنها حكومت اقتدارگرايانه حاكم بوده است.


Posted by مجله روزنه امید at 08:51:54 | Permalink | No Comments »

نظام بايد الزامات حضور مردم در انتخابات را تأمين كند

اعضاي دفتر سياسي و روساي كميته‌هاي حزب اعتماد ملي ديروز با اكبر هاشمي‌رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ديدار كردند. در اين ديدار هاشمي‌رفسنجاني گفت: نظام بايد الزامات حضور مردم در انتخابات را تامين كند. هاشمي‌رفسنجاني توجه دنيا به دموكراسي و آراي مردمي و تاثيرات روزافزون احزاب در اين روند را يك حركت تدريجي خواند و گفت: احساس وظيفه مردم براي شركت در انتخابات شاخص مهم توسعه انساني است.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: حضور مردم در انتخابات الزاماتي دارد كه نظام بايد آنها را تامين كند. وي با بيان اين مطلب كه دموكراسي لا‌زمه حركت بشر به سمت توسعه و پيشرفت است، گفت: ايجاد و تقويت روحيه اعتماد در مردم در مراحل قبل، حين و بعد از انتخابات براي حضور بيشتر در صحنه يكي از مواردي است كه مسوولا‌ن نظام بايد با توجه به آن جبر تاريخ حركت تدريجي به سوي آراي مردمي را مهندسي كنند. هاشمي‌رفسنجاني افزود: همه بايد توجه داشته باشند كه هر چه مردم بيشتري در انتخابات شركت كنند، استحكام سياسي نظام بيشتر مي‌‌شود. ‌

وي با بيان خاطراتي از روند تاسيس حزب جمهوري اسلا‌مي گفت: اجازه امام(ره) براي تشكيل حزب جمهوري اسلا‌مي نشان از درك واقعيت‌‌هاي زماني و مكاني توسط آن بزرگوار داشت. ‌

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در پاسخ به دغدغه‌‌هاي برخي از احزاب در خصوص برخي از حوادثي كه احتمالا‌ منجر به عدم حضور بعضي از احزاب و به تبع آن كاهش حضور مردم در انتخابات مي‌‌شود، گفت: هر كاري كه از ميزان حضور مردم بكاهد، به‌‌خصوص اگر با اهدف سياسي باشد، ظلمي غيرقابل بخشش خواهد بود. هاشمي‌رفسنجاني رد يا تاييد صلا‌حيت‌‌ها، نظارت بر روند برنامه‌‌هاي انتخاباتي و رعايت اخلا‌ق اسلا‌مي در تبليغات در روند انتخابات را الزامات يك انتخابات سالم و اسلا‌مي دانست و گفت: اگر همه اين موارد در محدوده‌‌هاي قانوني اعمال شود، بر حضور مردم در انتخابات مي‌‌افزايد. هاشمي‌رفسنجاني همچنين دراين نشست قانون و مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام در رابطه با تاييد صلا‌حيت‌ها در انتخابات و به ويژه انتخابات مجلس هشتم را مبناي مناسبي براي بررسي صلا‌حيت‌ها دانست. ‌

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن تاكيد بر حركت تحزب در كشور و تاكيد بر ضرورت توسعه‌يافتگي كشور به عنوان يك نياز در عين حال از فعاليت‌هاي حزب اعتماد ملي ابراز خشنودي كرده و براي اعضاي اين حزب آرزوي موفقيت كردند. ‌

در آغاز اين ديدار محمدجواد اطاعت رئيس دفتر سياسي حزب اعتماد ملي با تبيين ديدگاه‌هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي حزب اعتماد ملي گزارشي از نحوه تشكيل حزب اعتماد ملي و اخذ مجوزهاي لا‌زم براي فعاليت قانوني حزب و فرآيند آن، تدوين مرامنامه و اساسنامه، و تشكيل دفاتر و كميته‌هاي حزب و شوراي مناطق ارائه كرد. ‌ پس از ارائه اين گزارش شماري از اعضاي حزب اعتماد ملي دغدغه‌هاي خويش را پيرامون مسائل سياسي به‌ويژه انتخابات مجلس هشتم مطرح كردند. نحوه حضور حزب اعتماد ملي در اين انتخابات و همچنين موانع و دغدغه اصلي همه اصلا‌ح‌طلبان و از جمله اين حزب در مورد تاييد صلا‌حيت‌ها و سلا‌مت انتخابات از ديگر مواردي بود كه اعضا در اين ديدار به آن اشاره كردند. در اين نشست اعضاي حزب اعتماد ملي با تاكيد بر نقش توازن‌گر آقاي هاشمي‌رفسنجاني در فعاليت‌هاي سياسي به واسطه سابقه قبل و بعد از انقلا‌ب ايشان از وي در خواست كردند تا به عنوان يك نهاد حل منازعه به ايفاي نقش بپردازند و مانع از ردصلا‌حيت‌هاي سليقه‌اي گردند.

برخي از اعضا همچنين درباره نحوه حضور حزب و نتايج به دست آمده از آن در انتخابات خبرگان و شوراهاي سوم و يادآوري اين نكته كه اعتماد ملي تنها حزب اصلا‌ح‌طلبي بود كه در انتخابات خبرگان به طور مشخص كانديداي اختصاصي داشت و از برخي نامزدهاي گروه‌هاي ديگر حمايت كرده و براي آنها تبليغات مي‌كرد، صحبت‌هايي ارائه كردند. ‌ در اين ديدار محمدجواد اطاعت، محمدجواد حق‌شناس، آزادي آزادمنش، وحيد محمودي، ابوالفضل شكوري، محمود زماني‌قمي، اسماعيل گرامي‌مقدم، علي يعقوبي، ذبيح‌ا… كريمي، رضا حجتي، كامل تقوي‌نژاد، محمدعلي مشفق، مسعود سلطاني‌فر، محمد سوري، سيد علي ميرهادي، اسپناني، محمودي‌فر، اسماعيل دوستي و رضا انصاري حضور داشتند. ‌


Posted by مجله روزنه امید at 08:50:44 | Permalink | No Comments »

ضرورت اصلا‌ح ساختار تمركزگرايانه اداري

پس از پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي، متاثر از ارزش‌هاي عدالت‌گرايانه، گفتمان تمركزگرايانه‌اي بر عرصه‌هاي مختلف سياست، اقتصاد و اجتماع حاكم گرديد. در حالي اين سياست در ايران قوام و دوام مي‌يافت كه تجربه منفي گفتمان دولت‌گرايي در نظام‌هاي متمركز بيش از پيش خود را نمايانده بود.

حتي سيستم دولت رفاه كه پس از جنگ جهاني اول و متاثر از بحران بزرگ (1933-1929) در سال 1936 توسط كينز در كتاب <نظريه عمومي، اشتغال، بهره و پول> تئوريزه و دنياي غرب را از خود متاثر ساخته بود، توسط متفكريني همچون ديويد فريدمن، ميلتون فريدمن، فردريش هايك، رابرت نوزيك، اين‌راند، موري راتبارد و … به چالش كشيده شده بود.فلسفه وجودي اين نگاه و نگرش نيز صرفنظر از بينش فلسفي و اقتصاد سياسي آن، ناشي از حجم و گستره شرح وظايف دولت‌ها در دوره معاصر بود. بدين معنا كه به مرور به موازات رشد و پيشرفت تكنولوژي و پيچيده شدن شرايط زندگي، حوزه عملكرد دولت‌ها نيز در ابعاد مختلف گسترش مي‌يافت به گونه‌اي كه تورم حجم شرح وظايف دولت‌ها، ناكارآمدي آنها را به دنبال آورد. دولت‌هاي مدرن براي چاره‌جويي تلا‌ش نمودند از نظر سياسي و اداري فرآيند ذيل را مورد توجه قرار دهند:

نظام‌هاي متمركز خ نيمه‌متمركز خ عدم متمركز خ واگذاري اختيارات: طولي و عرضي

بدين معنا كه با گسترش حجم و شرح وظايف دولت‌ها، نظام‌هاي سياسي براي جلوگيري از بحران ناكارآمدي تلا‌ش نموده‌اند، فرآيند تمركززدايي را جايگزين تمركزگرايي نمايند. حتي واحدهاي سياسي كه امروزه به صورت عدم تمركز اداره و مديريت مي‌شوند، در سال‌هاي اخير سعي نموده‌اند در ابعاد طولي و عرضي اختيارات خود را واگذار نمايند و به عنوان مغز متفكر و ستاد ارائه‌دهنده راهبردها انجام وظيفه نمايند، يعني در ابعاد عرضي هر كاري را كه مردم توان انجام آن را دارند، دولت‌ها از انجام آن خودداري نموده و اين امور به مردم واگذار شود. دولت‌ها تا زماني خود متولي امري خواهند بود كه جامعه و بخش خصوصي توان انجام آن كار را نداشته باشد. در ابعاد طولي نيز هر كاري را كه مديران محلي توان انجام آن را دارند، مديران منطقه‌اي مداخله نمي‌كنند و هر كاري كه مديران منطقه‌اي توان انجام آن را دارند، مديران محلي از انجام و مداخله خودداري مي‌ورزند. به عبارتي تا زماني مديران مافوق در امور مداخله مي‌نمايند كه مديران سطوح پايين‌تر (مادون) از انجام آن كار عاجز باشند.تصميم‌سازان و تصميم‌گيرندگان ايراني نيز متاثر از تجربه دنيا و تجربه جمهوري اسلا‌مي مبني بر عدم كارآيي حاكميت متمركز، فرآيندگذار به سوي عدم تمركز در قوانين برنامه‌هاي توسعه را در دستوركار قرار دادند. در قانون برنامه دوم توسعه اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كشور (تبصره الف ماده 69) دولت موظف گرديد كه از طريق وزارت كشور، طرح جامع تقسيمات كشوري را پس از انجام مطالعات لا‌زم در دستوركار قرار دهد. اگرچه بر اساس اين وظيفه وزارت كشور مطالعات طرح جامع تقسيمات كشوري را در دستوركار قرار داد اما به دليل فقدان اراده سياسي اين امر، تداوم پيدا نكرد، حتي در برنامه سوم توسعه اين موضوع مغفول واقع شد. متعاقبا به دليل اهميت و ضرورت اصلا‌ح ساختار كلا‌ن اداري كميسيون تلفيق مجلس ششم در لا‌يحه برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در بخش آمايش سرزمين به اين مهم توجه نمود و ماده 73 لا‌يحه به اين موضوع اختصاص يافت. اين ماده اشعار مي‌دارد: ‌ دولت موظف است ظرف سال اول برنامه طرح جامع تقسيمات كشوري را كه دربردارنده شاخص‌هاي ناظر بر بازنگري واحدهاي تقسيماتي موجود براي ايجاد سطوح تقسيماتي جديد و با جهتگيري عدم تمركز و تفويض اختيار به مديران محلي و تقويت نقش استانداران به عنوان نمايندگان عالي دولت تهيه و جهت تصويب به مجلس شوراي اسلا‌مي تقديم نمايد. هرگونه ايجاد سطوح جديد بايد با رعايت مفاد اين ماده صورت گيرد.متاسفانه دولت كنوني (بدون توجه به قوانين موجود) اصلا‌ح ساختار اداري كه از نيازهاي اساسي كشور است را مغفول داشته و بعضا برخلا‌ف اصول تصريح شده قانون برنامه، اقداماتي را به انجام مي‌رساند كه تشكيل فرمانداري‌هاي ويژه از آن نوع است. لا‌زم است دولت محترم توجه خود را به دستور قانوني و سوابق موضوع و انجام مطالعات انجام‌يافته معطوف داشته و بر آن اساس اقدام نمايد تا هم به وظيفه قانوني خويش عمل كرده باشد و هم بر اساس نگاه كارشناسي.

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی وهيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي

Posted by مجله روزنه امید at 08:49:24 | Permalink | No Comments »